X
تبلیغات
.•**❆☃ برف ☃ ❆*´*•.¸


.•**❆☃ برف ☃ ❆*´*•.¸

دلت را محکم بچسب رفیق...آدمها...آنقدر انصاف ندارند که...زیر پایت را خالی نکنند..!!

چهارشنبه یکم مهر 1388| 13:55 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

سردم که می شود
تمام ِ اجاق هایِ جهان

برایم عشوه گری می کنند
اما من

تصمیم خودم را گرفته ام
برایِ گرم شدن

باید که تا آخر عمر
دنبال دست هایِ تو باشم...

+موشـ کوچولوم مرد... الهیـ بمیرمـ واسشـ خیلیـ ناز بود...خیلیـ معصومـ بود...

+چند روزهـ نازیـ ایالتـ خود مختار درستـ کرده و از پایـ پیـ سیـ بلند نمیشهـ...

+بو گند زهرا و راضیهـ دارهـ بلند میشهـ...

+امروز میخواستمـ خیانتـ کنمـ و برمـ حمید رو ببینمـ... وجدانمـ نزاشتـ... خیلیـ خرمـ

+ژوژمانام داره شروعـ میشهـ...

+عمهـ رفتهـ مکهـ زنگـ زدهـ بود حلالیتـ بطلبهـ... مامان اینا خونهـ نبودنـ... مامانـ اینا کهـ زنگ زدنـ دختر عمهـ گوشیـ رو برداشتهـ و کلیـ جیغـ زدهـ و گریهـ کردهـ و مامانـ میگفتـ همه جیغـ میزدنـ و خونشونـ اشوبـ بودهـ بعدشمـ قطع کردهـ.... بعد از ۲ ساعت زنگایـ پی در پی ماو بر نداشتنـ اونا و فکر مرگـ همهـ...عمه زنگ زد به گوشی مامانـ.... گفتـ قناریـ دختر عمهـ ار قفسـ در اومدهـ... نگران بودیمـ نکنهـ بپره و بره.... فامیلایـ مارو تروخدا!!!!

+میخوامـ برمـ چاپـ بزنمـ... بقیشو بعدا مینویسمـ...

 لحظـــهـــ هــایَم مـــال تــو ..

بـه قیمتـــِ صـِـفر " تومــَن"

هَمین کــِ

"تـــو" کِنـــار "مــَـن" باشی

ثروتمــندترین انسانـَم ..

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392| 11:24 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

...روزت مبارک...

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392| 18:43 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

خوب که نگاه می کنم
به انسان بودنت بیشتر شک می کنم!
"تو فرشته ای"
راستش را بگو
بال هایت را به که سپرده ای...؟

 

 شادیـ رفتهـ کلـ دانشگاهـ پشتـ سرمـ چرتـ و پرتـ گفتهـ و پیشـ همهـ منو بدهـ کردهـ فکر کردهـ خودشـ و بچه هایـ دانشگاهـ واسمـ مهمند انقدر حسودیـ کنهـ کهـ جونشـ در بیاد
 دوستایـ جدید پبدا کردمـ... زهرا و راضیهـ... خدا میدونهـ اینـ ۲تا چهـ...ا...ن...ی... از ابـ در بیانـ
 پامـ درد میکنهـ... خیلیـ همـ سردمهـ
 الناز موضعـ دوستیشو عوضـ کردهـ... خیلیـ جالبـ بود واسمـ راستیـ پریا تویـ دانشگاهـ غشـ کرد
 چهـ خوبهـ ادمـ ماشینـ داشتهـ باشهـ
 یهـ همستر خریدمـ اندازهیـ گردو... ولیـ بهشـ میگمـ فندوقـاصلا همـ با همستر قبلیـ دوستـ نیستـقبلیهـ میخواد بخورتشـ
 دلمـ واسهـ یهـ دیونهـ تنگـ شدهـخدارو شکر سالمهـ
 چند روز پیشـ پریـ و خانوادهـ رفتنـ یه چیزاییـ واسهـ جهازشـ خریدنـ... یهـ تعارفـ کوچیکـ همـ نکردنـ کهـ مامـ بریـمـ
 مدرکـ موقتـ کاردانیمو گرفتمـقابشـ کردمـ گذاشتمشـ وسط حالـ
 داستانـ زیبایـ در جستجویهـ کفشـ هنوز ادامهـ دارهـ
 
... دلمـ میخواد ارومـ تو رو زیر بارونـ...  تو بغلمـ بگیرمتـ و ببوسمتـ /چشامو ببندم... حلقهـ کنمـ دستامو دور تنتـ...
 ناخونامو دیروز ترمیمـ کردمـشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز ... دیزاینـ اینـ دفعهـ رو خیلیـ دوستـ دارمـ
 


این عصرهای بارانی ِ بهاری ...
عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد ...!
گـوئـی ... تـو اتـفاق می افـتی...
و مـن دچـار می شـوم ...
تـمام " مــن" دارد "تـــو" می شـود ...
بـاور مـی کنـی؟!
یکشنبه یکم اردیبهشت 1392| 20:42 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

 

همه ی فرزندان ایران زمین

در سوگ عزیزان زلزله زده ی بوشهر

نشسته اند...

...این غم بزرگ تسلیت باد...

 



 

... عسل جان تولد دوباره ات مبارک ...

 

شنبه بیست و چهارم فروردین 1392| 14:3 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

 گرمـایــــے بـوده امـ همیشـــه

ولــــے . . .

بیـن خـودمــــــان بمـانـد

سـرمـایـــے میـ شـومــ

وقــتـــــے

پــــاے آغــوش تــ♥ــو در مـــیـــان بــاشــد...............!!!...!

بعد از یکـ ماهـ رفتیم دانشگاهـ... بچهـ ها بزرگـ شدهـ بودند... خیلیـ هاشونو نشناختمـ..

چند روز پیشـ رفتیمـ باغـ گلها... خیلیـ خوشـ گذشتـ... خیلیـ باحالـ بود...

منـ ماشینــــــــــــــــــــــــــ میخوامـ...

دیروزمـ رفتیمـ ددر... کلیـ همـ بستنیـ خوردیمـ...

در کلـ کلیـ درسـ رو دستمـ موندهـ کهـ نخوندمـ کلیـ همـ پروژهـ دارمـ کهـ انجامـ ندادمـ....

دلمـ خیلیـ گرفتهـ...

چــِہ “ شُورے ” میزنـَد دلَم وَقتے…

دَر چشم ِ دیگرآלּ

انقَدر “ شیریــלּ ” میشَوے !

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392| 10:59 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

درد دارهـــــــــــــــــــــــــ...

تـــــــــــو بـــاشی...

مـن هم بــاشم...

اما

 قسمت نباشه...

خودمو واسه همیشه انداختم توی اشغالی... به امید ساعت ۹شب که ببرن و دیگه نیارنم...

حالم گرفتست.. انقدر به همه محبت میکنی چنگ میندازه و همه میگن اون واقعا چیزی نیست که تظاهر میکنه...

نمیدونم حرف همه رو گوش بدم یا حرفای خودشو...

همیشه سوال توی ذهنمه اونم اینکه... واقعا ارزششو داشت؟... ارزش تمام در به دریام؟!!

به خاطر تمام در به دریام... اذت نمیگذرم... برای تمام روزایی که احساس پوچی کردم... واسه مرگ احساسم...واسه همه چیز اذت نمیگذرم...

یکشنبه هجدهم فروردین 1392| 11:12 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

بودنت را دوســت دارم....
وقتی مــــرا دربر میگیری ....
و به آغوشــت سـفت مرا می فشــــاری...
وادارم مـی کنی که...

به هیچ کس فکر نـکنم ....
جز تــــو....!

+عید تمومـ شد... خیالتونـ راحتـ شد... حالا با کلیـ غمـ و غصهـ باید بریمـ چرتـ پرتایـ استادارو گوشـ کنیمـ... خداییـ اینـ انصافهـ!!!

+خوبـ سبزهـ گرهـ زدمـ... و از اونـ جمله هایـ شیرینـ کهـ سالـ دگر... خونهیـ شوهر... بچهـ بهـ بغلـ رو گفتمـ... شاید فرجیـ کرد...

+۲تا ماهیـ هایـ عید همـ مردنـ...خیالتونـ راحتـ شد؟!!

+دیگهـ اگر حتیـ یهـ نفرمـ عاشقمـ بشهـ... نمیتونمـ باور کنمـ...

+بیا.... دوریـ کنیم از همـ... بیا تنها بشیمـ... کم کمـ... بیا با منـ تو بدتر شو... بیا از منـ تو رد شو...

+دیروز رفتیمـ پارکـ... خیلیـ خوبـ بود...

چقد سخته منطقی فکر کنی...!

وقتی احساست داره خفتــــــــــــــــــــ میکنه...! 

جمعه شانزدهم فروردین 1392| 11:50 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

(برگرفته از وبلاگ:http://nedayesokut.blogfa.com/)

در شهر من “بکــارت”…!!

همان کاغذ نُقره اے رنگ داخل پاکت سیـگار است…!!

پــــاره که شود…!!

هرکسے هوس میکند به تو دست دِرازی کند…!!

باید برای سوختن و تَمام شدن آماده باشے…!!

و به زودی دور مے اندازنت…!!

حتی…!!

همان کسے که بَسته را خودش

بــ ــاز کرده…!

بکارت را درست بخوان..!یک بار دیگر..!

این گونه برایت تفسیر کرده اند..!

یعنی صاحبش بکار تو می آید..!

چون هنوز این یکی را امتحان نکرده ای..!

اما وقتی بکارت را از او گرفتی دیگر بکار تو نمی آید..!

چون دیگر امتحانش کرده ای..!

میروی سراغ دیگری که بکار تو بیاید..اینها افتخار نیست..

اینها عقده های تو میباشد..!

راستی بدان یکی هست که

بکارت رسیدگی کند…!!!

چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392| 14:56 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

دستش را مـ ـﮯگیرمـــــ و زیر گوشش زمزمه مـ ـﮯکنم

ک پشت تمامـ ـﮯ نگرانـ ـﮯ ها ﮮ من

کسـ ـﮯ ایستاده کــ دیوانه وار دوستش دارمــــــــــــ...

اینـ پستـ ...اولینـ پستیهـ کهـ تویـ سالـ ۹۲ گذاشتمـ...

چند روز پیشـ رفتیمـ مسافرتـ... خیلیـ خوشـ گذشتـ جاتونـ خالیـ...

دیروز یهـ سطلـ رنگـ رو ریختمـ رویـ فرشـ اتاقمـ...

کلیـ همـ عیدیـ جمعـ کردمـ...

خدایا فقط همینـ ۱ دفعهـ رو رحمـ کنـ...

دیروز رفتیمـ بیرونـ خیلیـ خوبـ بود... خدا کنهـ همینجوریـ خوبـ بمونهـ...

دیگر طاقت رویاهایم
تمام شده!
دلم رسیدن می خواهد...

دوشنبه پنجم فروردین 1392| 12:12 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

چهارشنبه سی ام اسفند 1391| 17:29 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

خـــدایـا دیدے ؟؟؟

ڪُلـے بـاراטּ فرسـتـادے

تـا ایـن لـڪہ ها را از دلم بشــویـــے . . .

مـטּ ڪہ گفتـہ بودم لڪـہ نیسـت

زخــم اسـت ،

زخــــــــ ــــــــــم . .

 +امسالـ همـ تمومـ شد... خدارو شکر...

+خدارو شکر کهـ... امسالـ همـ همهـ کنار هم بودیمـ...

+امسالـ هر ثانیهـ اشـ یهـ درد جدید بود... هر روزشـ... هر ثانیشـ... از اینـ خوشحالمـ کهـ تمومـ شد...

+فقط ۱ساعتـ دیگهـ... اینـ سالـ تمومـ میشهـ... خیلیـ دوستـ دارمـ هرچیـ زودتر تمو شهـ...

+هفتهـ ی پیشـ واسهـ خواهرمـ عیدیـ اوردنـ...

+۲تا ماهیـ سیاهـ چشمـ درشتـ خریدمـ... عاشقشونمـ...

+راستیـ عیدیـ ما یادتـ نره...

+دیروز همـ با خواهرا و مامانـ و داداشـ رفتیمـ ترقهـ بازی...خوبـ بود...

حالا حَرفهایمانـ  بمانـــد برای ِ بعد..

دِلخوری هایمان..

دِلتنگیـ  هایمان..

و تمامـ  اشکهایـ  مَن..

با او چگونهـ میگذرد که با من نَگذشت؟؟؟

چهارشنبه سی ام اسفند 1391| 13:55 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

...سال نو  پیشاپیش مبارک...

 

...  ...

شنبه بیست و ششم اسفند 1391| 23:9 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

آدم برفی هم که باشی...

دلت میخواهد کسی در آغوشت بگیرد...

دلت میخواهد یک نفر کنارت باشد تا گرمت کند ،تا آرامت کند...

مهم نیست آب شدن ، نیست شدن...

مهم آن آرامش ست حتی برای چند لحظه.......!!!!

+چند وقتهـ خیلیـ تنهامـ... خیلیـ همـ احساسـ نارحتیـ میکنمـ ...حوصلهـ یـ هیچکسو همـ ندارمـ...

+از شادیـ متنفرمـ... اگر همینجوریـ بهـ حرفایییـ که پشتم میزنهـ ادامهـ بدهـ ازش شکایتـ میکنمـ...

+میخواستمـ برمـ بینیمو عملـ کنمـ... یهـ اتفاقاییـ افتادNinja...منصرفـ شدمـ

+جدیدا خیلیـ میخوابمـ.... نمیدونمـ چهـ مرگمهـ

+امروز با پریـ رفتمـ خرید... پریـ کلیـ خرید کرد...

+دلمـ بارونـ میخواد

+چند روز پیشـ از گوشوارهـ رو نمیاییـ کردم... همهـ همـ خوششونـ اومد

+ترمیمـ ناخن همـ افتادهـ واسهـ بعد از عید

+کاشـ یکیـ حداقلـ دوسمـ داشتـ...

+حمید همـ کارشـ گیر کردهـ... هر کاریـ میکنهـ راهـ نمییوفتهـ...

+حالمـ از عید بهـ همـ میخورهـ... امسالـ کهـ بدترینـ سالـ عمرمـ بود خدا بهـ سالـ بعد رحمـ کنهـ

+خیلیـ تنهامـ

 

خُـدایـــآ ؟

کَمے بیـآ جلـوتَـر..

مےخـوآهَـم دَر ِ گوشَت چیزے بـگویَـم...

ایـלּ یکـــ اعتراف است ...

مـ َــ ــ ـלּ

بے او

دَوآم نـِمے آورم

حَتے تــآ صـُبح ِ فـَـردآ ...!

سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391| 22:5 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

...خیلیـ حالشـ خرابـ بود
از زمینـ و زمانـ بریدهـ بود
رفتمـ تو زندگیشـ
خیلیـ طولـ نکشید کهـ حالشـ خوبـ شد
تشکر کرد و رفت…!!

تنهایی ام را کســی شریک نیست
مطمــــئن باش
دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ
به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد...
شایـــد کــه تنهایی هایم
از تنهایی دق کنــــد..!!!

چـہ ڪرבے بآ مـטּ ؟ !

ڪـہ ايـטּ رۆزهآ تۆ رآ

בيگر فقط بــہ انـבآزهـ ے يڪ اشتبآهـ مـے شنآسمـ...

شنبه نوزدهم اسفند 1391| 15:26 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

"دارهـ برفـ میــــــبـاره"

 

 

پنجشنبه هفدهم اسفند 1391| 9:47 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤

 

مهم نیست از بیرون چگونه به نظر میایم...!

کسانی که درونم را می بینن برایم کافیست...!

برای انهایی که از رو ظاهرم قضاوت میکنند حرفی نیست...!

همان بیرون بمانند برایشان کافیست...!

+شادیـ رفتهـ همهـ جا پر کردهـ کهـ منـ میخواستمـ دوستشو بر بزنمـ... یکیـ نیستـ بهشـ بگهـ اخهـ.... میمونـ..... دوستـ.... پسرتـ... چهـ ...ا....ن...ی...ه کهـ منـ بخوامـ برشـ بزنمـ؟!!!

+حمید تکلیفمو مشخصـ نمیکنهـ...حداقلـ بدونمـ کجایـ زندگیشمـ...!!!

+دیروز کلیـ لوازمـ ارایشـ خریدمـsmiley... حالشو بردمـ... یهـ مانتو و یهـ کفشـ همـ خریدمـ   ... کفشـ رو خیلیـ دوستشـ دارمـ...

+هنوز همـ از گوشوارهـ خبریـ نیستـ... رو نماییـ نشدهـ

+دلمـ نیـ نیـ میخواد...

ترجیح مــےבهم همــﮧ را غریبــﮧ صـבا کنم.!

تا وقتــے از پشت خنجر میزننـב...

با خوבم بگویم...........

بـے خیال..!

چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391| 11:53 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

سرد منم!!!
مانند دلی که قراربود باتو گرم باشد!!!
ولی شکست...
خرد شد...
یخ زد...
وچه فصل غم انگیزیست......

این" زمستان" لعنتی!!!!

+یهـ چند وقتیهـ تو دلمـ اشوبهـ... بهـ هیچکسـ نمیشهـ اطمینانـ کرد...

+شادیـ و الناز همـ مثلـ مژگانـ و  مهردختـ و مهنازنـ... همهـ لنگهـ یـ همـ! همهـ...ل...ا...ش...ی.... همهـ بهـ فکر خودشونـ....

+حالمـ از جفتشونـ بهـ همـ میخورهـ....

+حمید با الناز دوستـ شدهـ...تکـ تکـ حرفاییـ کهـ بهـ الناز زدمو از دهنـ حمید شنیدمـ... حمید مخفیـ میکنهـ...الناز مخفیـ میکنهـ...۲ نفریـ فکر کردنـ بهـ رویـ خودمـ نمیارمـ ...خرمـ...

+شاید بهـ قولـ "یه دیونه" همرو بزارمـ و برمـ...

+برمـ واسهـ همیشهـ.... برمـ و بیـ خیالـ دنیا شمـ...

+تو دلمـ یهـ اشوبهـ...یهـ اشوبیـ کهـ...

+از سالـ ۹۱ متنفرمـ... بد ترین سالـ عمرمـ بود... بدترینـ...سالیـ کهـ همهـ چیزو همهـ کسـ رو از دستـ دادمـ...

+امروز بهـ مژگانـ زنگـ زدمـ...

+دیروز با شادیـ دعوا کردمـ توپـ... هر چیـ میتونستمـ بارشـ کردمـ...

+کسیـ کهـ ادعایـ خدا و پیغمبرشـ میاد... صیغهـ ی ۱ نفرهـ و اونـ یهـ نفر همـ کاراشو انجامـ میدهـ رایگان!!!!!

+یهـ نفر دیگهـ همـ میشناسمـ... دمـ از عشقـ میزنهـ اما واسهـ پولـ با اینـ و اونهـ... همونـ یهـ نفر دوستشو واسهـ چندر غاز پولـ میفروشهـ...

+واقعا پولـ انقدر مهمهـ!!!!

+منـ رو همهـ ی شماها قسمـ میخوردمـ...

+بهـ قرانـ سگـ بهـ همشونـ شرفـ دارهـ!!!

دلم را "سخت" میشکنی..

"آسان" عذر میخواهی..!

عادلانه نیست!

دوشنبه هفتم اسفند 1391| 23:24 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

دیروزها آرزو داشتم دست اتفاق را بگیـرم تا نیفتد....
اما امروز فهمیده ام ..

اتفاق هم كه بیفتد..

باز هم زندگی خواهم كـرد ...

+دیروز عقد اجیمـ بود...عشقمـ  عسلمـ اجیمـ ...شروعـ ما شدنت مبارک...

+اینـ یهـ هفتهـ نهـ خوابـ داشتیمـ نهـ خوراکـ...

+خدارو شکر...دیروز جشنمونـ خوبـ برگزار شد... اجیمـ همـ مثلـ ماهـ شدهـ بود...

+عروسـ لباسـ طلاییـ و  دسته گل رز سفید صورتی کرم  و داماد همـ کتـ و شلوار قهوهـ اییـ طلائیـ پوشیدهـ بود...

+همهـ از اینـ ور اونـ ور دنیا جمعـ شدهـ بودنـ ما همـ تا شبـ زدیمـ رقصیدیمـ... کلیـ همـ شاباشـ جمعـ کردیمـ...

+داماد جونمـ ورودتـ بهـ خانوادهـ یـ ما...مبارکـ...

+چهارشنبهـ یـ هفتهـ یـ پیشـ ناخنـ کاشتمـ...طرحشمـ دائمیـ زدمـ  از طرحـ کشیدن راحتـ شدمـ...

+الناز با حمید دوستـ شدهـ... دوستـ خودشـ فهمیدهـ...

+حالمـ از حمید بهـ همـ میخوردهـ...

+ هنوزمـ دانشگاهـ پامـ نرسیدهـ... موندمـ فردا با چه روییـ برمـ دانشگاهـ؟!!!

+همینـ.. راستیـ... هنوزمـ دلمـ بستنیـ سنتیـ میخواد...

میدونی قشنگترین احساس چه وقتیه !؟

وقتی برمیگردی ؛ یواشكی به عشقت نگاه كنی ....

می بینی كه اونم داشته بهت نگاه میكرده ... !!!

چهارشنبه دوم اسفند 1391| 20:9 |*´* یه دونه ی برف *´*| |

|________________________┍──────────────┤

 

هیچ اتفاقی در دنیا مهمتر از انتخاب یک همسفر برای بقیه عمر نیست . . .

آغاز سفر دائمی و شراکت در عشق بر شما مبارک...

.

.

.

پری جونم ... پیوند اسمونیتون مبارک ...

چهارشنبه دوم اسفند 1391| 19:12 |*´* یه دونه ی برف *´*|

|________________________┍──────────────┤